Welcome!

By registering with us, you'll be able to discuss, share and private message with other members of our community.

SignUp Now!

تفریح در اسلام (آقای قرائتی) در تاریخ 1358/12/28

اطلاعات موضوع

Kategori Adı درس هایی از قـرآن
Konu Başlığı تفریح در اسلام (آقای قرائتی) در تاریخ 1358\/12\/28
نویسنده موضوع eLOy
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند ارسالی
Son Mesaj Yazan eLOy

eLOy

مدیر کل انجمن
تاریخ ثبت‌نام
Jun 21, 2013
ارسالی‌ها
8,745
پسندها
14,855
امتیازها
113
سن
42
محل سکونت
TeHrAn
وب سایت
www.biya2forum.ir
تخصص
نقاشی و خوشنویسی
ماه تولد

اعتبار :

تفریح در اسلام (آقای قرائتی) در تاریخ 1358/12/28


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و علی اهل بیته و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.


برادرهای عزیز توی ایام عید هستیم و می خواهیم كه ایام عید را بگذرانیم و بد نیست كه مقداری درباره عید با هم صحبت كنیم عید مثل چیزهای دیگر می تواند نقاط مثبت خوبی داشته باشد و هم می تواند كه نكات منفی ای داشته باشد كلمــﺔ عید از عود است یعنی بازگشت، انسان به طور طبیعی و فطری آزادی می خواهد لذت و خوشی می خواهد بعد از این خواست طبیعی منحرف می شود وقتی دو مرتبه برگشت به این خواست طبیعی به او می گویند عود. بنابراین عید یعنی بازگشت به خواسته های طبیعی كه قهراً در آن مسرت و شادی و فرح هم هست.

عید یعنی هر چیزی كه هر لحظه تكرار می شود گاه و بیگاه بر می گردد، عید یعنی روزی كه برمی گردد به یك شادی تازه ای. معیار عید نوروز دگرگونی در طبیعت است، معیار عید تحولات سیاسی است مثل 22 بهمن، گاهی معیار عید بخاطر بدست آوردن كمال است، گاهی هم حوادث تاریخی و مذهبی است اینها ریشه های عید است یعنی در تمام صد و چند كشور همه كشورها كم و بیش عیدهایی دارند منتهی گاهی عیدشان بخاطر تحولات سیاسی است و گاهی بخاطر دسترسی به كمال و منابع كمال است و گاهی حوادث تاریخی و مذهبی و گاهی هم عید بخاطر دگرگونی در طبیعت است این عیدها همه هست و اما عید نوروز جزو كدامهاست؟ عید نوروز یعنی عیدی كه در طبیعت یك دگرگونی پدید می آید.

قرآن درباره حوادث طبیعی آیه ای دارد «وَیُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» الروم/19 إحیاء می كند زمین را بعد از آنكه زمین مرده بود یك دگرگونی در طبیعت پیدا می شود و ما به باغ و صحرا می رویم و شكوفه ها را می بینیم حوادثی كه طبیعت پیدا شد هم هشدار است به ما كه درختها گل كرده لذت می بریم و هم به ما بشارت می دهد كه این گلها در آینده میوه می شود و زیر دندانهای شما له می شود لذت این گلها را الان با چشمت ببین و فردا با مزه اش بالاخره اینها یك بشارتی به ما می دهد و یك هشداری هم می دهد كه این طبیعت مرده زنده شد انسان مرده زنده شده است؟ این طبیعت كارهایی كرد، و یك مقدماتی را انجام داد تا زنده شد این درختی كه گل كرد چون زمین آن آماده بود اگر انسان تحول پیدا نكند از طبیعت هم پَست*تر است.

قرآن آیه های زیادی دارد كه می فرماید این انسان از طبیعت بدتر است یعنی از جماد درجه اش پَست تر است در یك آیه ای می گوید «أُوْلَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» الأعراف/179 مثل چهارپا بلكه از چهارپا هم بدتر، تمام سگ های ایران پرونده ندارند اما برو دادگستری ببین انسانها چه پروندهایی دارند وحشی ترین وحشی ها سالی چند تا حیوان بیشتر پاره نمی كند و ببینید انسان متمدن منهای خدا چقدر انسانها را به خاك و خون می كشد، اینجاست كه انسان از درنده بدتر است.

انسان گاهی از سنگ بدتر است «قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِیَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنْ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ» البقرة/74 بعد می گوید نه گاهی از كنار سنگ چشمه آبی بیرون می آید اما انسانهایی هستند كه عمری شكوفا نمی شوند انسانهایی هستند كه به قدری متحجر و سفت و بی تفاوت هستند كه از سنگ هم بدتر هستند.

حدیث داریم كه یك ساعت فكر از ساعت ها عبادت ارزشش بیشتر است اینست كه وقتی انسان نگاه كرد می گوید این زمین گل داد اما من چه كردم؟ این زمین آنچه می خواست جذب كرد آیا من هم در زندگی ام آنچه خواستم توانسته ام جذب كنم؟ این درخت ریشه های خودش را به درون زمین بند كرد آیا من عقائدی كه دارم بند به دلیل هست یا عقائدم پوشالی است؟ یعنی همینطور كه این درخت بند دارد من هم باید عقیده ام بند باشد همنطور كه این دانه شكم خاك را شكافت و به فضای باز رسید. . .

شما یك دانه ای را كه زیر خاك می كنید از یك سر ریشه می زند و از یك سر جوانه می زند جوانه می خواهد بیاید بالا مزاحم دارد شروع می كند به درگیری با خاك تلاش می كند وقتی می بیند نمی تواند ریشه های خودش را بیشتر می كند خوب كه ریشه اش را قوی كرد زور پیدا كرد هی پس می زند آدم باید حساب بكند كه این دانه خاكی را كه روی سرش بود و مانع او بود مانع را پس زد و من هنوز افكاری را كه مانع رشد من است افكار را پس نزده ام این دانه مواد غذایی را از هستی جذب كرد اما من درسهای خودم را از مكتب الهی جذب نكرده ام این دانه ریشــﺔ خودش را بند كرد و من عقائدم هنوز بند به جایی نیست.

وقتی در یك مملكتی انقلاب می شود حق اش این است كه در فرد فرد مملكت انقلابی بشود در عید هم انقلاب بشود.

عید نوروز باشد، صحرا رفتن و كوهنوردی هم باشد، شادی و خنده هم باشد، اما بجای گره زدن علف یك خورده عودِ به خود كنیم، چه می توانم باشم و چه هستم، همین فكرها به انسان راه می دهد راه را برای انسان باز می كند اگر در انسان تغییری پیدا نشود اگر استعدادهای انسان شكوفا نشود و اگر انسان گُل ندهد این درخت به مردم خدمت می كند من برای مردم خدمت می كنم؟ این درخت در راهی كه خدا می خواهد می رود من در راهی كه خدا می خواهد می روم؟ اینها همه درسهایی است كه انسان در كنار جوی آب می نشیند زیر درخت های گُل می نشیند استراحت می كند ولی باید دست خودش را هم بگیرد.

در قرآن داریم كه حركت كنید زمین ها را درنوردید مسافرت كنید منتهی مسافرت نكنید برای اینكه علف ها را گره بزنید انقلابی مسافرت كنید فكری و علمی و فرهنگی باشد اسلام تفریحش با عبادتش از هم جدا نیست دید و بازدید هم تفریح است و در عین حال عبادت هم هست همان تفریح هر سال را شما امسال داشته باش بعلاوه چند دقیقه فكر.

اگر انسان شكوفا نشود، اگر انسان انسان نشود درخت ها هم گل كند علف ها هم سبز بشود. . . عید می شود تا در من هم عید بشود اگر در طبیعت دگرگونی می شود من هم جزئی از طبیعت هستم اگر طبیعت دگرگون شد من جزئی از طبیعت هستم و دگرگون نشدم من جزئی هستم كه با كل تطبیق نمی كنم بنابراین من می شوم وصله ناهمرنگ یعنی همینطور كه در طبیعت دگرگونی شد در من هم باید دگرگونی بشود.

بعضی از مادران ما دگرگونی را اینطور فرض می كنند كه فقط در نوروز قالی ها را بیاورند توی خانه و بتكانند و گرد آنرا خانــﺔ یك همسایــﺔ دیگر بفرستند تغییر ما این می شود كه فقط شیشه های خانه را پاك می كنیم بخاری و كرسی را بر می داریم تغییری كه در زندگی ما هست بسیار تغییر ساده ای است اگر خواسته باشیم با انقلاب ما، تفریح ما هم انقلابی باشد، عید ما هم انقلابی باشد، باید یك تغییرات دیگری هم در ما بوجود بیاید.

دانه مزاحم را پس زد تا سبز شد شما هم باید موانع سر راهت را برداری اگر انسانها انسان نشوند طبیعت هم هر چه دگرگون بشود ارزشی ندارد.

چه جوری تبلیغ می كردند كه فكر ما را پائین بیاورند و سفره هفت سین بچینیم می گفتند اگر خواستی سال به تو خوش بگذرد باید هفت تا سین داشته باشی بعد هم می گفتند كلام الله مجید، قرآن ما در اعیاد طاغوتی میان سركه بود و سبزی، وقتی اینقدر به قرآن ما توهین شد مسلمان آن هم من می شوم و تو، خانه*های طاغوتی را كه رفتند گرفتند توی همــﺔ خانه ها قرآن های بزرگ بوده وجود قرآن سر سفره هفت سین دلیل بر. . .

همه عروسها را كه می برند یك قرآن در جهازیه شان هست خانه های نو را كه می خرند اول قرآن می برند خیلی از كشاورزها متاسفانه دو شاخ گاوشان آیــﺔ قرآن می نویسند كه شیر آن زیاد بشود، بودن قرآن شده استفاده تشریفاتی شدن.

سفره هفت سین كنار آن قرآن یك كار تجملاتی است و سزاوار اسلام نیست، ما عید نوروز را می پذیریم چون طبیعت این عید را پذیرفته اما عیدهای مهم ما عیدهایی است كه مثل 22 بهمن عید غدیر عید ما است. ماشین هر چه خوب باشد تا راننده خوبی پشت فرمان نباشد ارزشی ندارد، اسلام ماشینی بود و عید غدیر به دست پیغمبر امام تعیین شد و به فرمان خدا راننده لایقی پشت این فرمان نشست، نصب رهبر عید است عید قربان و عید فطر هم عید است.

به دست آوردن كمال، روزی كه انسان مدركش را می گیرد عید است اما بعضی جوانها می گویند اردیبهشت مردم اُردی جهنم ما، ایام عید را تلخ می داند برای اینكه درسش یك خورده سنگین است اما هر روزی كه می خورد خوش است می گوید جایت خالی بود چه غذایی خوردیم خوب با این نوع تفكر ما نمی توانیم انقلابی باشیم اگر هم انقلابی شعاری هستیم انقلابی شعوری نیستیم.

والسلام علیكم و رحمه الله و برکاته




 
بالا پایین